محمد بن علي منجم وابكنوي
7
زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )
تفاوتى بود ، به حسب أصول كه در اين چندين سال به موجب ارصاد ، أو را حاصل آمده بود در اصلاح آن كوشيدن ؛ I تا أصول حركات كواكب به حسب اين زمان مضبوط باشد وبه صواب نزديك آمد . چون وسط ماه I ومريخ وخاصهء زهره وعروض سفلين ، خاصه انحراف عطارد كه در تعديل أو ، أصحاب همهء زيجات I مقصر بودهاند ؛ چنان كه در مقام أو ، بعد از اين تقرير كرده شود . وأصول حركات كواكب را بر ادوار I شمسي نهاد وآن را به تاريخ ملكي وخانى مقيد گردانيد . زيرا كه سالهاى اين دو تاريخ ، شمسي طبيعي است . وتاريخ I خانى هنوز در ميان أصحاب اين علم تمام شهرت نيافته تاريخ محدث به محاورت تاريخ I ملكشاهى شهرت يابد ومتداول أصحاب اين صنعت شود . ونيز « 1 » أصول أوساط وحركات كواكب I در سالهائى كه پيش از تاريخ خانى بوده است بر مستخرج آسان گردد . آن گاه سالهاى شمسي طبيعي را I با كبايس آن ، بر وجهي مضبوط گردانيد كه هيچ كس از متقدمان ومتأخران بر آن وجه ، ضبط I نكرده است واگر ضبط كرده است به اين ضعيف نرسيده . ودر ديگر تواريخ ، اعمال غريب و I رسالات عجيب در قلم آورد . وتعديلات كواكب را بر قاعدهء رصد ايلخانى مقرر داشت نه بر قانون ارصاد قديم . در تعديلات كواكب به جهت تسهيل اعمال ، هيچ تصرف نكرد تا أصول I أوساط حركات كواكب ، بر قرار أصل ، محفوظ ماند . ونيز طريق تحقيق را نگاه داشته بود I واز تخمين وتقريب اجتناب نموده . واستخراج مواضع كواكب را در طول وعرض به طريق I رصد ، به آسانترين وجهي ايراد كرد تا اگر به مرور أيام ، به موجب آن كسور ضروري ، در أوساط I حركات ايشان ، تفاوتى ظاهر شود در اصلاح آن توانند كوشيدن . ودر اعمال كسوف وخسوف I ورؤيت هلال ، اجتهاد بليغ نمود وبيان مذاهب أصحاب ارصاد ، در اين أبواب واجب دانست . I وآنچه به تجارب بسيار ، به صواب نزديك آمده بود بدان أشارت كرد . زيرا كه خطاى منجم در اين I ظاهرتر است ، به حسب ادراك مردم . ونيز نظر كردن در أحوال رؤيت هلال بر أهل اسلام ، فرض I عين وعين فرض است به جهت معرفت أوقات حج وصوم وديگر عبادات . ودر تدقيق
--> ( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] نير